زين العابدين شيروانى

464

بستان السياحه ( فارسي )

هر طبقه به حدّى باشد كه ايمن از كذب باشد و هذا متعذّر پس ظنّيّه اخبار مطلق ثابتست و اكر معترض كويد كه علماى اصول عمل بخبر واحد مىكنند و خبر واحد را حجّت مىدانند جواب كوئيم كه اوّل اين مسئله خلافى است و قاطبهء اصوليّين حجّت نمىدانند و ثانيا مطلق خبر واحد حجّت نيست و لو كان ضعيفا چنانچه طريقه اخباريّين است بلكه خبر ثقه حجّت است يا خبرى كه بواسطهء قراين ظن حاصل شود و معمول به اصحاب باشد الحاصل نزد اهل اصول حصول ظن قوى عند المجتهد است و از باب انسداد باب علم و تكليف ما لا يطاق هركاه بواسطهء قراين خارجه از براى مجتهد ظنّ حاصل شود بخبر واحد بموجب آيهء كريمهء إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا عمل به آن جائز است فتفطن و امّا اجماع قطعى با قلت و عدم اعتناء به او در مسائل خلافيّه در كلّيّات متحقق است مثل وجوب ركوع و سجود در صلاة و امثال آنها و امّا اجماع در جزئيات و اجزاء متحقق نيست بلكه مسئلهء كه خلافى نباشد در غايت ندرتست پس باب علم مسدود و عمل به ظن جائز است امّا نه بمطلق ظن بلكه عمل بظنّ مجتهد بعد از تفحص بسيار و جدّ و جهد بيشمار و استفراغ وسع از براى مجتهد و مقلّدين او جائز است بموجب قياسى كه نتيجهء او قطعى است به اين طريق كه بعد از فحص و جدوجهد مىكويد كه هذا ما ادّى اليه ظنّى و كلّ ما ادّى اليه ظنّى فهو حكم اللّه فى حقّى و حقّ مقلّدى فهذا حكم اللّه فى حقّى و فى حقّ مقلّدى امّا صغرى بديهى است بسبب آنكه بعد از تفحص بسيار ظن او منتهى شده است به چيزى و امّا ثبوت كبرى بسبب آنكه هركاه به‌آنچه ظن مؤدّى شده است حكم اللّه در حق او نباشد تكليف ما لا يطاق از حكيم على الاطلاق قبيحست عقلا پس به‌آنچه ظن او منتهى شده است حكم اللّه در حق او خواهد بود و در حق مقلّدين او پس بواسطهء اين قياس واضح الاساس آن است كه مجتهد بظنّ خود عمل مىتواند نمود و عمل بظواهر احاديث و كتاب از روش عقل دور و از طريقه ديندارى مهجور است و تفصيل اين مطلب در كتب اصول مذكور است و امّا استدلالاتى كه اصوليّين مىكنند از قبيل اصل برائت ذمّه و اصل استصحاب و اصل اباحت اشياء و حجيّت مفهوم امثالهم كه اخباريّين اعتراض كرده‌اند جواب كوئيم كه مجموع آنها از شارع رسيده و اين اسامى علما را اصطلاح كرديده است بسبب اختصار كلام به اين اقتصار نموده‌اند مال اصل برائت ذمّه و اصل استصحاب واحد است و معنى استصحاب بقاء الشيء على ما كان كما ورد فى الحديث كلّ شىء طاهر حتّى تعلم انّه قذر و در مقام خود بسبب اختصار بلفظ استصحاب ذكر كرده‌اند و ماخذ اصل اباحه آيهء كريمهء خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً مىباشد و بسبب اختصار كلام اصل اباحه كفته‌اند و مفهوم غايت ماخوذ از حديث صوموا الى اللّيل و آيهء أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ و غيرهماست بجهة اختصار حديث و آيه را ذكر نكرده‌اند و بمفهوم غايت تعبير كرده‌اند و مفهوم حصر مثل إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ و مفهوم علّت مثل الاعراب يتمّون الصّيام لأنّ بيوتهم معهم بسبب اختصار كلام تعبير بمفهوم حصر و مفهوم علّت كرده‌اند و همچنين ساير ادلّه كه همكى ماخوذ است از آيات و احاديث چنان كه بر متتبع مخفى نيست و احاديث بر چهار قسم است اوّل صحيح دويّم حسن سيّم ثقه چهارم ضعيف و السّلام على من اتّبع الهدى ذكر كراجى بندر بفتح كاف بندريست از بنادر سند قصبه‌ايست خاطرپسند در زمين هموار واقع و جوانب اربعه‌اش واسع از لب دريا مسافت يك ميل دور و اكثر مشتهياتش موفور است و دو سه هزار خانه در اوست و چند قريه مضافات اوست مردمش اكثر هندوان و ديكر مسلمان و ديكر اهل ايمانند آبش از چاه و هوايش از كرمى جانكاه آن بندر در سه منزلى شهر ؟ ؟ ؟ اتّفاق افتاده و مقابل بندر مسقط و بمبئى واقع شده است راقم دو سه روز در آن بندر بوده و مردمش را مشاهده نموده است ذكر كرند مهمل آن مرند است قريه‌ايست قصبه مانند از توابع كردستان و در راه بغداد و سه منزلى كرمانشاهان اتّفاق افتاده و در دامن كوه واقع شده و طرف مشرق و جنوبش كرفته و دو طرف ديكرش به‌غايت كشاده است و قرب هفتصد باب خانه در اوست و چند پاره قريهء معموره مضافات اوست باغات فراوان و آبهاى روان دارد و اكثر ميوه‌هايش ممتاز سيّما انكور عسكرى آنجا بامتياز است مردمش طايفهء كرد و همكى علىاللّهيند و چند خانه شيعهء اماميّه‌اند هوايش سازكار و آبش خوش‌كوار است راقم مكرّر ديده و مردمش مشاهده